دیروز عصر که از کانتر شماره یک بلیط پروازمو به مقصد اصفهان اوکی کردم نشستم روی نیمکت وهندزفری هامو زدم تا یعنی زبان گوش کنم. یه آقای نشست کنارم و بی مقدمه گفت آقا می تونم چند دقیقه باهاتون صحبت کنم راستش اولش فکر کردم از این گدا های مدرنه که میان فرودگاه و تیغت میزنن. خوب شد یه حرکت عجولانه نزدم و پول بهش ندادم
برچسب:
نویسنده: امیر کمالی